كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )

303

زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )

محمد ( ص ) به جلوى سپاه بيايد . با شنيدن اين حرف ، قلب او لرزيد و بلافاصله به جلوى سپاه راند . اما در نهايت تعجب محمد ( ص ) را در حالتى شاد و نورانى يافت ، گوئى بار سنگين دودلى و توهم از دوش او برداشته شده است . محمد ( ص ) اعلام كرد ، سوره جديدى بر من نازل گشت : « اين سوره از هر چيزى كه در زير آفتاب موجود است بر من عزيزتر است » . 16 سوره 48 ( فتح ) تمام امتيازات صلح حديبيه و مشخصات جنگيدن صحيح و منطقى را در راه خدا و بدور از احساسات شخصى ، براى مسلمانان تشريح مىنمود . زمانى كه منتقدين غربى ، اسلام را ذاتا يك دين جنگ‌طلب و زورمدار تلقى مىنمايند و تأكيد آنها بر اين امر بر مسأله جهاد در اسلام دور مىزند ، مطمئنا به درستى سياست صلح‌طلبى محمد ( ص ) را درك ننموده‌اند . آنها در نظر نگرفته‌اند كه اين سياست درست در زمانى بر محمد ( ص ) وحى گرديد كه او مىتوانست به ضرب شمشير و به راحتى سياست جهان‌گشائى اسلام « 1 » را در عربستان پاره پاره شده از جنگ و خونريزى اعمال نمايد . در فصول قبلى كتاب اشاره كرديم كه ممكن است محمد ( ص ) از لحاظ نوع معجزات با عيسى تفاوت كلى داشته باشد . ولى پيامى كه او قصد توصيف آن را داشت مطمئنا با مسيح يكى و يكسان بود . تفاوت در اين بود كه محمد ( ص ) مجبور بود پيام خدا را بلافاصله و به‌طور عملى از لحاظ اجتماعى و سياسى به مرحله عمل برساند . در حقيقت اطلاعات ما درباره روش سياسى مسيح بسيار كم است . در سال‌هاى اخير چنين ادعا مىشود كه او به خاطر ايجاد شورش عليه امپراطورى روم به صليب كشيده شده است . بعضى از محققين مسيحى بر اين باورند كه برهم زدن بساط و وارونه كردن ميزهاى رباخواران در معبد بيت المقدس و در اختيار گرفتن معبد توسط او و يارانش به مدت سه روز در حقيقت مقدمه كودتائى عليه امپراطورى روم محسوب مىگردد . ممكن است چنين چيزى درست باشد ، اما مطمئنا همه مىدانيم كه مسيح حتى به زبان نيز مطلبى در ستايش جنگ بيان ننموده است و پيام معروف او كه اگر يك گونه شما سيلى خورد گونه ديگر را هم براى سيلى خوردن برگردانيد نشانگر روحيه صلح‌طلبى اوست . شكست ظاهرى او ( مسيح ) باعث شد تا

--> ( 1 ) - Pax Islamica